الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
18
الغدير ( فارسي )
كه : خداوند ترا به سبب اين قصيده ، آمرزيده است . « عباسى » در صفحهء 27 جلد 2 « معاهد التنصيص » و ديگران ، اين روايت را آوردهاند . و در صفحهء 124 جلد 15 « اغانى » از « دعبل خزاعى » است كه گفت : پيغمبر ( ص ) را در خواب ديدم فرمود : ترا با كميت بن زيد چكار است ؟ گفتم : اى رسول خدا ! در ميان من و او غير از همان ( معارضه اى ) كه ميان همهء شعراء هست ، چيز ديگرى نيست ، فرمود : چنين مكن ، مگر او گويندهء اين بيت نيست كه : فلا زلت فيهم حيث يتّهموننى و لازلت فى اشياعكم اتقلَّب براستى كه خداوند او را به بركت اين بيت آمرزيده است . و من پس از اين خواب ، دست از معارضهء كميت برداشتم . اين بيت از ابياتى است كه دستگاه نشر مصرى ، آن را از قصيدهء كميت پس از بيت : و قالوا ترابىّ هواه و رأيه بذلك ادعى فيهم و القّب ( 1 ) انداخته است . « سيوطى » در صفحهء 13 « شرح شواهد المغنى » گفته است : « ابن عساكر » به اسناد خود از « محمّد ( 2 ) بن عقير » آورده است كه : بنى اسد مىگفتند : در ما فضيلتى است كه در عالم نيست . هيچ خانه اى از خانه - هاى ما نيست كه در آن بركت وراثت كميت نباشد ، زيرا او پيغمبر را در خواب ديده و رسول خدا به وى فرمودهاند : شعر « طربت و ما شوقا الى البيض اطرب » را بخوان و خوانده است و پيغمبر فرمودهاند . بوركت و بورك قومك « تو و خويشاوندانت را بركت باد . » و نيز در صفحهء 14 شرح شواهد است كه ابن عساكر از « ابى عكرمه ضبىّ » از پدرش آورده است كه مىگفت : در « كوفه » مردم را چنان يافتم كه هر كس قصيدهء طربت . . . را نمىخواند هاشمى نبود . « سيد » در « درجات الرفيعه » اين روايت را آورده
--> ( 1 ) - گويند او در عشق و انديشه اش ، علوى است . و مرا به همين نام مىخوانند و مىنامند ( 2 ) - در غير شرح شواهد ، محمد بن عقبه است . ( مؤلف )